X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

یک لحظه مکث
”چشم بر بندید بر من یـا مرا بیابید اگر می‌بینید“ 
پروفایل سهیل


لینک دوستان


هراس‌های بیهوده

تا بوده همین بوده

فرزندهای مشروع..

شرع..     قانون..

و تباهی..  پوچی..  بیهودگی..

و عُمــــر می‌رسد به ســی..

پنجـــاه..    هفتــــاد..

و حاصل چند فرزند

چندین نواده..

و این است ضمانت زندگی....

گوسفندان آبادی ِ بالا..

چه فرق دارد..  آبادی ِ پائیــن..

چوپان‌ها، سـَـــر مَســــت..

مغــــــرور..

سـَــر شیـر هست..

پنیــــر هست..

و ماست‌های تُرشیـــده

و گه‌گاهــــــی..

گرگ‌های دریــده..

و در هــر جَشنــی

و در هــر عـَـزایی

سـَـــری بـُـریـــده..


من رفـتـــــم

میروم جایــز نیست..

من رفـتــــم

من رفتم و حدیث گفتـم..

چوپان بـِـه از گـوسفنــــــد

آزادی بـِــه از بـَـنــــد..

چـــه بـــا لبخنـــــد

چـــه بـی لبخنـــــد


آزادی بـِــه از بـَنــد


[ جمعه 11 مرداد 1392 ] [ 18:07 ] [ سُهیل هدایت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
سخن نویسنده

نمی‌گذارند دوستت داشته باشم.. نمی‌گذارند دوستم داشته باشی.. نمی‌گذارند تو مرا، و من خدای واقعی را دوست داشته باشم. ولی همیشه غصـّه می‌خورم که، نمی‌شود که آرزوهایم را خام به گور ببرم. همش ذهن ما را با عمو جغد شاخدار و خاله پیرزن و لولو و سایه‌ای که صدای هووو می‌دهد پر می‌کنند که جا برای فهمیدن نداشته باشیم. بله پس ما حالا همگی خوشحالیم که می‌دانیم نفهمیم و به نفهمی خود می‌خندیم که رشد کند، بزرگتر شود تا جایی که مثال و اسباب خنده یابو شویم. افسوس که به خوشحالیه خود، خوشحالیم. خوشحالیم... و خوشحال‌تر... تا جایی که یادم برود دوستت داشته باشم.. و تا جایی که یادت برود دوستم داشته باشی.. ☼ پس بگــذار آنچــه قــرار است یـادم بــرود را حــال بگویــم: ☆ دوستـت دارم ☆ نـقـطـ...ـه، ســر خــط .
برگه ها
خوش آمدید