یک لحظه مکث
”چشم بر بندید بر من یـا مرا بیابید اگر می‌بینید“ 
پروفایل سهیل


لینک دوستان


دیشب..

دیشب تب کردم

دندانم نیز درد می‌کرد

در چشمانم سوزشی فزون هویدا

و بر صورتم جوشی بزرگ پیدا

رنگ رخسار به زردی می‌زد

و لرزشی ناموزون میهمان چانه‌ام بود

و گوش‌دردی مرا فراخواند سویش

آمدم.. آمدم..

محکم نواخت چکی به رویش

ناگهان آسمان به رنگین‌کمان ماننده شد

و طعم آهن می‌داد دهان

و سفت فشرد مرا  چنان

که گرفت قلنجی به ران

و ضربه‌ای نشانـــد مهیب

به روی سینه‌ام عجیب

و همینگونه که خالی می‌بستم

چوپان دروغگو نیز کمکم می‌کرد..!

دوستیم دیگــر...

دوستیم دیگـر......


شنیدن این دکلمه با صدای سهیل

  

ʖکلیک‌کنیدʕ 

2.16MB

____________________________

 

برای دانلود نسخه کم حجم

647KB

ʖکلیک‌کنیدʕ


..___سهیــل___..


http://www.Titbit.BlogSky.Com

[ دوشنبه 14 مرداد 1392 ] [ 15:35 ] [ سُهیل هدایت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
سخن نویسنده

نمی‌گذارند دوستت داشته باشم.. نمی‌گذارند دوستم داشته باشی.. نمی‌گذارند تو مرا، و من خدای واقعی را دوست داشته باشم. ولی همیشه غصـّه می‌خورم که، نمی‌شود که آرزوهایم را خام به گور ببرم. همش ذهن ما را با عمو جغد شاخدار و خاله پیرزن و لولو و سایه‌ای که صدای هووو می‌دهد پر می‌کنند که جا برای فهمیدن نداشته باشیم. بله پس ما حالا همگی خوشحالیم که می‌دانیم نفهمیم و به نفهمی خود می‌خندیم که رشد کند، بزرگتر شود تا جایی که مثال و اسباب خنده یابو شویم. افسوس که به خوشحالیه خود، خوشحالیم. خوشحالیم... و خوشحال‌تر... تا جایی که یادم برود دوستت داشته باشم.. و تا جایی که یادت برود دوستم داشته باشی.. ☼ پس بگــذار آنچــه قــرار است یـادم بــرود را حــال بگویــم: ☆ دوستـت دارم ☆ نـقـطـ...ـه، ســر خــط .
برگه ها
خوش آمدید