X
تبلیغات
رایتل

یک لحظه مکث
”چشم بر بندید بر من یـا مرا بیابید اگر می‌بینید“ 
پروفایل سهیل


لینک دوستان


گر دو انسان ‌‌ْ

در مسیــر ِ سخت ِ تنهایی ‌‌ْ

گذر کردند ‌‌ْ از راهی ‌‌ْ

به هم پیوست ‌‌ْ دل‌هاشان ‌‌ْ

و ایمن ‌‌ْ از هَوَس ‌‌ْ یک‌‌ْیک‌‌ْ نگاه‌هاشان ‌‌ْ

و جاری‌‌ْ گشت ‌‌ْ بر رود ِ روان ِ زندگی‌‌ْ حرف و زبان‌هاشان ‌‌ْ

کنون این عشق‌‌ْ خود یک پادیانی‌ست‌‌ْ و انسان‌‌ْ زورقی‌‌ْ با بادبانی‌ست‌‌ْ

نوردد ‌‌ْ هم دمادم‌‌ْ موج و طغیان ‌‌ْ

گذر باید کـُـنـَد از سیل و طوفان ‌‌ْ‌‌ْ


گر عشق‌‌ْ درختی گردد اینبار ‌‌ْ

ریشه‌هایش‌را در خواهم یافت ‌‌ْ

شاخ‌و برگ‌هایش‌را خواهم زیست ‌‌ْ

و بی‌پروا ‌‌ْ بر بلندایش‌‌ْ خواهم ایستاد ‌‌ْ

بی‌ترس ِ از سقوط ‌‌ْ

که عشق‌‌ْ خود بال ِ پرواز است ‌‌ْ ؛


آنک‌‌ْ

گر عشق‌‌ْ به تلنگری بر دل‌‌ْ

خطی کـِشـَد ‌‌ْ با امتدادی مـُتـ‌‌ْقـَن ‌‌ْ

هر تـپـش ‌‌ْ باوری گردد ‌‌ْ

هر نفس‌‌ْ تداومی ‌‌ْ ...

هر واژه‌‌ْ تبسمی بر لب ‌‌ْ

هر نگاه‌‌ْ بوسه‌ای ‌‌ْ ...

که انسان ‌‌ْ، دنیایی‌ست ‌‌ْ ...

پـُر از سادگی ‌‌ْ

پـُر از پیچیدگی ‌‌ْ ؛


اینک ْ

گر انسانْ فهمید‌‌ْ و یقین یافت ‌‌ْ

که عشق‌‌ْ چیست ْ ؛

همین‌اشْ بس است برای ِ خوب‌‌ْ زیستن ‌‌ْ.


___.-._:-:_ ‌سهیل‌ _:-:_.-.___

♦ پی‌نوشت:
پادیان: نگهبانان.
زورق: کشتی کوچک ؛ قایق ؛ کرجی.
مُـتـقـَن: محکم ؛ استوار.

[ چهارشنبه 24 مهر 1392 ] [ 19:53 ] [ سُهیل هدایت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
سخن نویسنده

نمی‌گذارند دوستت داشته باشم.. نمی‌گذارند دوستم داشته باشی.. نمی‌گذارند تو مرا، و من خدای واقعی را دوست داشته باشم. ولی همیشه غصـّه می‌خورم که، نمی‌شود که آرزوهایم را خام به گور ببرم. همش ذهن ما را با عمو جغد شاخدار و خاله پیرزن و لولو و سایه‌ای که صدای هووو می‌دهد پر می‌کنند که جا برای فهمیدن نداشته باشیم. بله پس ما حالا همگی خوشحالیم که می‌دانیم نفهمیم و به نفهمی خود می‌خندیم که رشد کند، بزرگتر شود تا جایی که مثال و اسباب خنده یابو شویم. افسوس که به خوشحالیه خود، خوشحالیم. خوشحالیم... و خوشحال‌تر... تا جایی که یادم برود دوستت داشته باشم.. و تا جایی که یادت برود دوستم داشته باشی.. ☼ پس بگــذار آنچــه قــرار است یـادم بــرود را حــال بگویــم: ☆ دوستـت دارم ☆ نـقـطـ...ـه، ســر خــط .
برگه ها
خوش آمدید