X
تبلیغات
رایتل

یک لحظه مکث
”چشم بر بندید بر من یـا مرا بیابید اگر می‌بینید“ 
پروفایل سهیل


لینک دوستان


وَ باختم‌‌ْ !...

من‌‌ْ آنچه را که ‌‌ْ

بُردنی بود‌‌ْ ؛


وَ بُردند !...

هر آنچه‌‌ْ از تو‌‌ْ

مانده بود‌‌ْ !...


ــ همه‌ی ِ تو را ؛

چه‌‌ْ ساده‌‌ْ

من‌‌ْ

باختم ‌‌ْ !... ــ



تنها ماندم‌‌ْ ،

دست ِ خالی‌‌ْ ؛


با کوله‌باری‌‌ْ ،

سرشار ‌‌ْ

از اشک ُو اندوه ‌‌ْ

از سوز وُ سرما ‌‌ْ

انبوه ‌‌ْ !...


گاه ‌‌ْ

پُر از ناله وُ

آه ‌‌ْ ؛

پُر از لحظه‌های ِ بی‌انتظار ِ

نگاه ‌‌ْ !...


آه  ‌‌ْ ... خُشکید ‌‌ْ :

دشت ِ آرزوهای ِ محال‌أم ‌‌ْ

آسمان ِ سُرخ‌آبی ِ خیال‌أم‌ ‌ْ ؛

خُشکید ‌‌ْ !...


ــ آن روز ْ

که از همیشه نزدیک‌تر شده بود به من ‌‌ْ

دست‌هایت ‌‌ْ ــ


تنها ‌‌ْ مانده‌ام ‌‌ْ ؛

با ذهنی ‌‌ْ

در خُشک‌سالی‌‌ْ !...



▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄  سُهیل‌‌ْ  ▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄


[ سه‌شنبه 8 بهمن 1392 ] [ 00:10 ] [ سُهیل هدایت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
سخن نویسنده

نمی‌گذارند دوستت داشته باشم.. نمی‌گذارند دوستم داشته باشی.. نمی‌گذارند تو مرا، و من خدای واقعی را دوست داشته باشم. ولی همیشه غصـّه می‌خورم که، نمی‌شود که آرزوهایم را خام به گور ببرم. همش ذهن ما را با عمو جغد شاخدار و خاله پیرزن و لولو و سایه‌ای که صدای هووو می‌دهد پر می‌کنند که جا برای فهمیدن نداشته باشیم. بله پس ما حالا همگی خوشحالیم که می‌دانیم نفهمیم و به نفهمی خود می‌خندیم که رشد کند، بزرگتر شود تا جایی که مثال و اسباب خنده یابو شویم. افسوس که به خوشحالیه خود، خوشحالیم. خوشحالیم... و خوشحال‌تر... تا جایی که یادم برود دوستت داشته باشم.. و تا جایی که یادت برود دوستم داشته باشی.. ☼ پس بگــذار آنچــه قــرار است یـادم بــرود را حــال بگویــم: ☆ دوستـت دارم ☆ نـقـطـ...ـه، ســر خــط .
برگه ها
خوش آمدید