X
تبلیغات
رایتل

یک لحظه مکث
”چشم بر بندید بر من یـا مرا بیابید اگر می‌بینید“ 
پروفایل سهیل


لینک دوستان


در شب ِ سرد ِ زمستانی‌‌ْ ؛

چراغ ِ کوچک ِ اندیشه‌ای‌‌ْ خاموش‌‌ْ

سوزانید ‌‌ْ

جنگل‌های ِ خودجوش ِ نهالانی‌‌ْ ...

وَ رویانید ‌‌ْ

پاییز ِ هزاران رنگ ِ بورانی‌‌ْ ... ؛


بهاری‌‌ْ سرد وُ طوفانی‌‌ْ

شکوفیده‌ست‌‌ْ ؛

از پیوند ِ سُرخ وُ تیرگی‌‌ْ

با ریشه‌های ِ جهل‌‌ْ ؛

ــ ...ویرانی‌‌ْ !! ــ


زان‌‌ْ بهاران‌‌ْ ،

لاله‌ها در خون‌‌ْ ؛

وَ زان‌‌ْ سرما ‌‌ْ ،

همیشه باژگون‌‌ْ

لب‌خند ‌‌ْ ؛


زان‌‌ْ پیدا ‌‌ْ،

سکوت ِ تلخ‌‌ْ

بر ‌‌ْ

فریادها سنگین ‌‌ْ

وَ ناپیدا ‌‌ْ... ؛


وَ نتوفیده‌ست ‌‌ْ

ابری ‌‌ْ

از میان ِ یوغ ِ عفریت ِ سیاه ِ آسمان ‌‌ْ

رگبار ‌‌ْ... ؛


بهاری‌‌ْ سرد وُ طوفانی ‌‌ْ ،

زمستانی‌‌ْ سیاه وُ سوز وُ بورانی ‌‌ْ

شب ِ ”‌ مرگ‌ ِ‌“ زمستانی‌‌ْ !... ؛


⊹  ⊹  ⊹   ࢮ   ⊹  ⊹  ⊹

☆ پی‌نوشت:

شب ِ جشن ِ بهاری‌‌ْ

همان‌‌ْ پنهان‌‌ْ طلای ِ بی‌عیاری‌‌ْ

که‌‌ْ در تاریکی ِ شب‌های ِ منحوس ِ زمستان‌‌ْ

نمایان‌‌ْ گشت‌‌ْ دست‌اش‌‌ْ پوچ وُ خالی‌‌ْ

بشُد ‌‌ْ زردک‌‌ْ نهالی‌‌ْ


☆   ☆   ☆

☆ پ.ن:

از همان دیروز ‌‌ْ

پیدا بود‌‌ْ ؛

خزان‌رنگ ِ بهارانی‌‌ْ زمستانی‌‌ْ !... ؛

به دنبال‌اش‌‌ْ :

فقط ‌‌ْ سوداگران ِ پَست وُ حیوانی‌‌ْ !!


▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄  سُهیل‌‌ْ  ▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄

[ یکشنبه 20 بهمن 1392 ] [ 00:01 ] [ سُهیل هدایت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
سخن نویسنده

نمی‌گذارند دوستت داشته باشم.. نمی‌گذارند دوستم داشته باشی.. نمی‌گذارند تو مرا، و من خدای واقعی را دوست داشته باشم. ولی همیشه غصـّه می‌خورم که، نمی‌شود که آرزوهایم را خام به گور ببرم. همش ذهن ما را با عمو جغد شاخدار و خاله پیرزن و لولو و سایه‌ای که صدای هووو می‌دهد پر می‌کنند که جا برای فهمیدن نداشته باشیم. بله پس ما حالا همگی خوشحالیم که می‌دانیم نفهمیم و به نفهمی خود می‌خندیم که رشد کند، بزرگتر شود تا جایی که مثال و اسباب خنده یابو شویم. افسوس که به خوشحالیه خود، خوشحالیم. خوشحالیم... و خوشحال‌تر... تا جایی که یادم برود دوستت داشته باشم.. و تا جایی که یادت برود دوستم داشته باشی.. ☼ پس بگــذار آنچــه قــرار است یـادم بــرود را حــال بگویــم: ☆ دوستـت دارم ☆ نـقـطـ...ـه، ســر خــط .
برگه ها
خوش آمدید